روزنه های رویش
داستان ها و ديگر نوشته هاي فاطمه رحمتي 
قالب وبلاگ

هر  داستان، روزنه رویشی ست.

به «روزنه های رویش»  خوش آمدید.

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 17:54 ] [ فاطمه رحمتی ]

روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه

نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه

این چه خورشید غریبی ست که با حال نزار

پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه

شیرمردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار

دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه

هر کجا مینگری نام حسین است و حسین

ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه...

التماس دعا

[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 18:26 ] [ فاطمه رحمتی ]

عباس آب چشمه را با دست تکان داد

تا بعد نگویند کوفیان

حسین را کشتیم

 آب از آب هم تکان نخورد...

فرا رسیدن ماه محرم را به تمام عاشقان ابی عبدالله حسین و خاندان مطهرش تسلیت میگویم.

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 20:11 ] [ فاطمه رحمتی ]

زندگی گاهی خیلی خسته کننده میشود، روز هایی هست که کسل و بی حوصله ای، بی اعصاب و ناراحت. فکر مشق های مانده، اتاق نامرتب، نمره های بد، دوستانی که درکت نمی کنند، پدر و مادری که وقت حرف زدن ندارند و... در این مواقع دلت می خواهد به دنیا بگویی که صبر کند تا به قول شاعر پیاده شوی. روزهایی که مثل هم اند گر چه نامشان فرق میکند. شنبه، یکشنبه، دوشنبه... همه شبیه هم هستند. صبح بی هدف بیدار میشوی ساعات کسل کننده مدرسه را میگذرانی، ظهر به خانه می ایی ناهار و خواب دوباره درس شام و خواب. بالاخره روزی میرسد که از تکرار دیروز خسته میشوی و احساس میکنی فردایی برایت وجود ندارد. دلت میخواهد ساعتی با دهن خالی دراز بکشی و شاید در تنهایی اشکی هم بریزی. اینجاست که برای ارام شدن فقط یک کار می توانی بکنی. به سمت کتابخانه بروی از طبقه بالایش هشت کتاب را برداری و سر بخوری توی سهراب و اجازه دهی با لحن شیرینش برایت از این دنیا بگوید که دوباره مشتاق تا صفحه 92 بروی و ارام برای خودت بخوانی:

میبینم که تنهایی

وچقدر هم تنها...

خیال میکنم دچار رگ پنهان رنگ ها شده ای

دچار یعنی عاشق

و فکر کن چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد...

[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 13:13 ] [ فاطمه رحمتی ]

دکترگفت: خیر.

لوطی گفت:خیر یا خیر؟همیشه تو کارای ما خیر هست،از دستش هم رهایی نداریم.

 

ماهنامه طنز و کارتون خط خطی، س4، ش35، اردیبهشت1393، ص46

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 16:36 ] [ فاطمه رحمتی ]

گفتم:چرا یه کم به خودت نمی رسی؟

گفت:بس که از خودم دورم...

 

ماهنامه طنز و کارتون خط خطی، س4، ش35، اردیبهشت1393، ص46

 

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 16:27 ] [ فاطمه رحمتی ]

دانیال گفت:«بروس شوارتز. فکر نمی کنم اسمش تا حالا به گوش هیچ کدوم از شما بی شعور ها خورده باشه.ولی مهم نیست. اون یکی از بهترین عروسک گردان های دنیاست. عروسک گردان ها معمولا وقت نمایش دست هاشون رو توی دستکش مخفی می کنند تا تماشاچی اونا رو نبینه و حواسش به نمایش باشه.بیشتر اونا از نخ وعصا و این جور چیز ها استفاده می کنند اما بروس شوارتز از این کارها نمی کنه. بروس دستهاش رو به شما نشون می ده برای این که نمایش هاش اون قدر محشره که بعد از یکی دو ثانیه تماشاچی دست ها رو فراموش می کنه و محو بازی می شه. دست ها رو می بینه اما در واقع نمی بینه. می فهمید چی دارم میگم کله پوک ها؟در واقع شما فقط رقص عروسک ها رو می بیند. بس که عالی میرقصند. اما نکته‌ی مهم، نکته‌ی خیلی مهم ماجرا اینه، یعنی من فکر می کنم اینه که اگه اون عروسک های شوارتز عقل وشعور داشتند، اگه می تونستند حرف بزنند، خیال می کردند نخی در کار نیست. این همون چیزیه که شما ادم ها تا دم مرگ هم متوجه نمی شید.»

استخوان خوک و دست های جزامی، مصطفی مستور، تهران، نشر چشمه،  چاپ نوزدهم، 1389،ص78

 

[ سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 ] [ 17:10 ] [ فاطمه رحمتی ]

حامد به بخاری که از قهوه ها بلند می شد نگاه کرد :« استاد می گفت هر عکس محصول روح و ذهن عکاسه واگه عکاس دیگه ای قرار بود با همون دوربین از همون سوژه عکس بگیره، حتما نتیجه چیز دیگه ای می شد. هر چند ظاهرا عکاس توی عکس غایبه ، اما اگه عکاس به معنای حقیقی عکاس باشه شخصیت و هویتش به شدت و قوت توی عکس حضور داره. انگار همیشه تکه ای از روح عکاس گیر کرده توی عکس. در واقع اعتقاد داره که حضور عکاس در عکس حتی از حضور سوژه هم بیش تره. چون این عکاس بوده که تونسته اون شکل رو توی عکسش به وجود بیاره. کاری که به عقیده استاد‌ ما از عکاس دیگه ای ساخته نیست. این یه نگاه صوفیانه‌ست به عکاسی.» 


استخوان خوک و دست های جزامی، مصطفی مستور، تهران، نشر چشمه،  چاپ نوزدهم، 1389،ص64

[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 13:32 ] [ فاطمه رحمتی ]
هر وقت کار خوبی میکنم بابا می گوید دارم بزرگ میشوم،

یعنی امکان ندارد کسی کار خوبی بکند و هنوز هم بچه باشد؟


عملیات دک کردن کپک، باربارا پارپک، نازنین دیهیمی، نشر ماهی، تهران 1390 ،ص39

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 20:31 ] [ فاطمه رحمتی ]

                                                 

دوباره بهار. فصل سرسبز و دلنشینی که با خود نوروز را می آورد . نوروز ، جشن مقدسی که هر ایرانی در هر کجا که باشد به شکرانه شروع بهار آن را بر پا می دارد. دید و بازدید در این عید از قدیم مرسوم بوده است و مردم از گذشته برای دیدن اقوام دور و یا استراحت و گردش در نوروز سفر می کردند. برای همین ایران گردی در   نوروز از کارهای مهم  ما ایرانیان است . علت تهیه این سفرنامه هم همین بوده است. در این سفرنامه پنج مکان تقریبا ناشناخته و دیدنی از شهر زیبا و تاریخی اصفهان معرفی میشود که شما میتوانید به آنها سفر کنید.

بهاری باشید.               


 

ارگ شیخ بهایی یا هفت برج خارون ارگی است واقع در شهر نجف آباد استان اصفهان  و بزرگترین مجموعه تفریحی در غرب این استان می باشد. ارگ در حصار باغی به مساحت ۳۰۰۰ مربع واقع شده است و هفت برج دارد شش تا از این برج‌های بی نظیر در حقیقت کبوتر خانه اند. مانند این برج‌ها را تنها در شهر تبریز می‌توان یافت. هر برج حدود ۱۴ متر ارتفاع دارد. این برج‌ها با دیوارهای کاهگلی به ارتفاع ۴ متر به یکدیگر وصل شده‌اند. تقسیم بندی برج‌ها در زاویه‌ها و اضلاع دیوارها و نیز سر در ورودی این مجموعه منظره‌ای زیبا به وجود آورده که به وسیله هشتی و اتاق‌هایی در بالا، پایین و زیرزمین، ورودی به ارگ را ممکن می‌سازد.


 مناره ساربان در شمال محله جوباره بخش یهودی ‌نشین قدیم اصفهان واقع شده‌است و از زیباترین منارهای عهد سلجوقی می‌باشد که دارای تزئینات آجری و کاشی کاری است و در قرن ششم هجری بنا شده‌است. این مناره حدود ۵۴ متر بلندی دارد و معرف سبک خالص معماری دوران سلجوقی شهر تاریخی اصفهان است. بخش اول آن آجر چینی ساده‌و بخش‌های دوم و سوم آن دارای تزیینات عالی آجری می باشد. بخش چهارم آن تاج اول مناره‌است که مقرنسهای آجری توأم با کاشی فیروزهای دارد و. بخش پنجم آن تزیینات آجری است. بخش ششم آن تاج دوم مناره‌است و بخش هفتم آن تارُک مناره است. در قاعده دو تاج این مناره دو کتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه‌ای کاشی دیده و خوانده می‌شود.


کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان که از روی کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان کپی برداری شده‌است. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می‌باشد و در زمان شاه عباس ساخته شده‌است. وانک در زبان ارمنی به معنی صومعه است.ارامنه بعد از کوچ بزرگ از جلفا یعنی در سال ۱۶۰۵ به دستور شاه عباس به اصفهان آورده شدند. آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وهلهٔ اول کلیساها را بنا کردند. ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت. اولین کلیسای انها  وانک بود. وانک اولین بار در سال ۱۶۰۴ ساخته شد .


مسجد حکیم اصفهان در انتهای بازار رنگرزان واقع شده است و در دورهٔ شاه عباس دوم به دست پزشک او حکیم محمد داوود در محل ویرانه‌های مسجد جامع دیلمی جورجیر   ( مسجد صاحب اسماعیل بن عباد) در قرن چهارم هجری بنا شده است. مسجد دیلمی جورجیر «مسجد جامع صغیر» هم نام داشته و در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری مسجدی زیبا و باشکوه  و قبل از تخریب یکی از پر بیننده ترین اثار اصفهان بوده است.کتیبه‌های سردرها و ایوانهای داخل  مسجد حکیم به سالهای ۱۰۶۷ تا ۱۰۷۳ هجری قمری مورخ است و آنها را محمدرضا امامی ، خوشنویس معروف عصر صفویه نوشته است.



حمام علیقلی‌آقا (علیقلی آغا)در منطقه بیدآباد اصفهان به وسیله علیقلی آقا از درباریان دو پادشاه صفوی، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی در مجموعه‌ای که خود، بانی آن بوده، در سال ۱۱۲۵ هجری قمری ساخته شده است. این حمام از نوع معماری سبک اصفهان در اواخر عصر صفوی است. بنای حمام شامل دو حمام بزرگ و کوچک و فضای چال حوض است. هر یک از این دو حمام از دو بخش اصلی سربینه و گرم خانه تشکیل یافته است. علیقلی‌آقا سازنده مسجد علیقلی‌آقا و برادرش خسروآقا سازنده حمام خسروآقا است. این دو از خواجه‌سرایان سرشناس و نیکوکار بوده اند .

 


[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 13:35 ] [ فاطمه رحمتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب