X
تبلیغات
روزنه های رویش

روزنه های رویش
داستان ها و ديگر نوشته هاي فاطمه رحمتي 

هر  داستان، روزنه رویشی ست.

به «روزنه های رویش»  خوش آمدید.

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 17:54 ] [ فاطمه رحمتی ]
هر وقت کار خوبی میکنم بابا می گوید دارم بزرگ میشوم،

یعنی امکان ندارد کسی کار خوبی بکند و هنوز هم بچه باشد؟


عملیات دک کردن کپک، باربارا پارپک، نازنین دیهیمی، نشر ماهی، تهران 1390 ،ص39

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 20:31 ] [ فاطمه رحمتی ]

                                                 

دوباره بهار. فصل سرسبز و دلنشینی که با خود نوروز را می آورد . نوروز ، جشن مقدسی که هر ایرانی در هر کجا که باشد به شکرانه شروع بهار آن را بر پا می دارد. دید و بازدید در این عید از قدیم مرسوم بوده است و مردم از گذشته برای دیدن اقوام دور و یا استراحت و گردش در نوروز سفر می کردند. برای همین ایران گردی در   نوروز از کارهای مهم  ما ایرانیان است . علت تهیه این سفرنامه هم همین بوده است. در این سفرنامه پنج مکان تقریبا ناشناخته و دیدنی از شهر زیبا و تاریخی اصفهان معرفی میشود که شما میتوانید به آنها سفر کنید.

بهاری باشید.               


 

ارگ شیخ بهایی یا هفت برج خارون ارگی است واقع در شهر نجف آباد استان اصفهان  و بزرگترین مجموعه تفریحی در غرب این استان می باشد. ارگ در حصار باغی به مساحت ۳۰۰۰ مربع واقع شده است و هفت برج دارد شش تا از این برج‌های بی نظیر در حقیقت کبوتر خانه اند. مانند این برج‌ها را تنها در شهر تبریز می‌توان یافت. هر برج حدود ۱۴ متر ارتفاع دارد. این برج‌ها با دیوارهای کاهگلی به ارتفاع ۴ متر به یکدیگر وصل شده‌اند. تقسیم بندی برج‌ها در زاویه‌ها و اضلاع دیوارها و نیز سر در ورودی این مجموعه منظره‌ای زیبا به وجود آورده که به وسیله هشتی و اتاق‌هایی در بالا، پایین و زیرزمین، ورودی به ارگ را ممکن می‌سازد.


 مناره ساربان در شمال محله جوباره بخش یهودی ‌نشین قدیم اصفهان واقع شده‌است و از زیباترین منارهای عهد سلجوقی می‌باشد که دارای تزئینات آجری و کاشی کاری است و در قرن ششم هجری بنا شده‌است. این مناره حدود ۵۴ متر بلندی دارد و معرف سبک خالص معماری دوران سلجوقی شهر تاریخی اصفهان است. بخش اول آن آجر چینی ساده‌و بخش‌های دوم و سوم آن دارای تزیینات عالی آجری می باشد. بخش چهارم آن تاج اول مناره‌است که مقرنسهای آجری توأم با کاشی فیروزهای دارد و. بخش پنجم آن تزیینات آجری است. بخش ششم آن تاج دوم مناره‌است و بخش هفتم آن تارُک مناره است. در قاعده دو تاج این مناره دو کتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه‌ای کاشی دیده و خوانده می‌شود.


کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان که از روی کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان کپی برداری شده‌است. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می‌باشد و در زمان شاه عباس ساخته شده‌است. وانک در زبان ارمنی به معنی صومعه است.ارامنه بعد از کوچ بزرگ از جلفا یعنی در سال ۱۶۰۵ به دستور شاه عباس به اصفهان آورده شدند. آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وهلهٔ اول کلیساها را بنا کردند. ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت. اولین کلیسای انها  وانک بود. وانک اولین بار در سال ۱۶۰۴ ساخته شد .


مسجد حکیم اصفهان در انتهای بازار رنگرزان واقع شده است و در دورهٔ شاه عباس دوم به دست پزشک او حکیم محمد داوود در محل ویرانه‌های مسجد جامع دیلمی جورجیر   ( مسجد صاحب اسماعیل بن عباد) در قرن چهارم هجری بنا شده است. مسجد دیلمی جورجیر «مسجد جامع صغیر» هم نام داشته و در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری مسجدی زیبا و باشکوه  و قبل از تخریب یکی از پر بیننده ترین اثار اصفهان بوده است.کتیبه‌های سردرها و ایوانهای داخل  مسجد حکیم به سالهای ۱۰۶۷ تا ۱۰۷۳ هجری قمری مورخ است و آنها را محمدرضا امامی ، خوشنویس معروف عصر صفویه نوشته است.



حمام علیقلی‌آقا (علیقلی آغا)در منطقه بیدآباد اصفهان به وسیله علیقلی آقا از درباریان دو پادشاه صفوی، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی در مجموعه‌ای که خود، بانی آن بوده، در سال ۱۱۲۵ هجری قمری ساخته شده است. این حمام از نوع معماری سبک اصفهان در اواخر عصر صفوی است. بنای حمام شامل دو حمام بزرگ و کوچک و فضای چال حوض است. هر یک از این دو حمام از دو بخش اصلی سربینه و گرم خانه تشکیل یافته است. علیقلی‌آقا سازنده مسجد علیقلی‌آقا و برادرش خسروآقا سازنده حمام خسروآقا است. این دو از خواجه‌سرایان سرشناس و نیکوکار بوده اند .

 


[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 13:35 ] [ فاطمه رحمتی ]

عید واقعی از آن کسی است که پایان سالش را جشن بگیرد، نه آغاز سالی که از آن بی خبر است...

آخر سالتان قشنگ، عیدتان مبارک!


از آجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

آنها که لب گشودند، خورده شدند

آنها که لال مانده اند، می شکنند

دندانساز راست می گفت

پسته لال، سکوت دندان شکن است...

اکبر اکسیر

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 0:50 ] [ فاطمه رحمتی ]

 جف گفت: « نمی دانم. دست خودم نیست. همیشه وقتی کسی بهم سلام می کند ،جواب سلامش را میدهم.» به تصویر هیولای سبز رنگ شش دستی که به دیوار بود ، اشاره کرد وگفت: « حتی اگر این هیولا وحشتناک هم بهم بگوید سلام جوابش را می دهم .» کارلا ارام گفت:« مگر اشکالی دارد؟ اگر یک هیولا  به تو سلام کرد باید جوابش را بدهی . وگرنه من شک می کنم هیولای واقعی کدام تان است!»


(لوییس سکر، ته کلاس، ردیف آخر،صندلی آخر،پروین علی پور،1387، نشر افق)




برچسب‌ها: یکی دو پیرهن, بندها و پندها, لوییس سکر, پروین علی پور, نشر افق
[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 18:34 ] [ فاطمه رحمتی ]

در حدیث دیگران

(نظرات دیگر درباره هوشنگ مرادی کرمانی)

 

 درباره‌ی مرادی کرمانی دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است. آگاهی از آن ها باعث شناخت بیش‌تری نسبت به این نویسنده می‌شود. در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.



بنفشه محمودی:

هوشنگ مرادی کرمانی نمی‌خواهد در این مجموعه (پلو خورش) برای مشکل‌های اجتماعی راه حل ارائه دهد، بلکه سعی می کند در کنار داستان‌هایی که از زندگی مردم معاصر خلق می‌کند، خوانندگان نوجوان را به درون ذهن شخصیت های داستان ها راهنمایی کند تا با آنها احساس نزدیکی کنند.»

«مرادی کرمانی هیچ وقت تلاش نمی کند اشک شما را در آورد، بلکه با بیانی روان که ویژگی همه کارهای اوست، نگاه های ترحم آمیز نسبت به فاجعه دیدگاه را نقد می کند و با تاکید به شخصیت نویسنده ای که در روز آخر بازدید با بچه های زلزله زده همراه شده است، (در داستان پلو خورش)، از جامعه می‌خواهد به جای ترحم، برای این بچه ها کاری بکنند، که این نگاه نویسنده قابل تحسین است.»


فریدون عموزاده خلیلی:

«هوشنگ مرادی کرمانی سبک جدیدی را ایجاد کرد. در شرایطی که نه ادعای آن را دارد و نه تلاشی در این زمینه کرده است. اما، مرور آثار او ، گویای این است که آثار وی خصوصیاتی دارد که قصه های وی را از دیگر آثار جدا می کند.»

« در آثار او یک رئالیسم اختصاصی وجود دارد که با مترهای نقد ادبی سنجیده نمی شود. از یک سو کارهایش به چخوف پهلو می زند که نوع شوخ طبعی هایی که در قصه هایش وجود دارد بیانگر این موضوع است و در قصه های مجید و کارهای اخیرش رگه هایی از بیان طنز آلود مشاهده می شود.»


شهرام اقبال زاده:

«مرادی کرمانی سبک جدیدی از ساده نویسی، صمیمی نویسی و در عین حال عمیق نویسی همراه با طنز گزنده در آثارش وجود دارد. من معتقدم مرادی کرمانی بشدت از چخوف تاثیر گرفته ولی هرگز ادای چخوف را در نمی آورد. فلوبر می گوید سبک یعنی نوع زندگی انسان و مرادی کرمانی از خودش و زندگی اش نوشته است.»

«بچه های شهری امروز با قصه های روستایی مرادی کرمانی ارتباط برقرار می کنند چرا که او از رنج خودش، رنج نسلش و رنج ایرانی ها نوشته است. مرادی کرمانی از نقد اجتماعی بدون شعار نوشته است و در عین حال هرگز بی آنکه ادای شهروندان غربی را درآورد او هم شهری شده است.»

«مرادی کرمانی در ظاهر زبانی بسیار ساده و روان دارد و به مسائل روزمره و آشنا می پردازد، اما نوع نگاه متفاوتش این رویداد های روزمره را به ادبیات تبدیل می کند. او نویسنده ای است که روی مرز خطیر عامیانه نویسی و نگارش ادبی جولان می دهد و می شود گفت که ریسک حرکت روی لبه های تیغ را با جسارت پذیرفته است و به همین دلیل می تواند هم عوام را جذب کند و هم دچار عوام زدگی نشود.»

«مرادی کرمانی بدون شعار پردازی و بدون این که ادبیاتش، ادبیات ستیز یا تقابل باشد، نقدی مستمر و پنهان را از فرهنگ عبوس و سوگ پسند ما عرضه کرده است.»


امیر حاجی صادقی:

«هوشنگ مرادی کرمانی مردی است که بی هیچ ادعا و پز روشنفکرانه ای سهمی جدی بر نسلی از ما گذاشت. نوشته های او، زاویه گناهش به زندگی و قهرمانان شیرینی که می آفریند، همه و همه بذری از طرب و ابتهاج را در روح و روان آدمی جاری و ساری می سازند. قهرمانان او دلنشینند. یعنی به دل می نشینند و توی ذوق نمی زنند. ما با آنها احساس راحتی می کنیم و گویی بخشی از وجود ما هستند که در کتاب ها و قصه های مرادی کرمانی بروز و تبلور بیرونی پیدا کرده اند. طنز نهفته در تارو پود قصه های او ضمن آنکه فضایی واقع گرا از زندگی دور و برمان را به ما نشان می دهد، ما را با فراز و فرود زندگی همنوعان و هموطنانمان آشنا می سازد و آرمان گرایی کورکورانه و آرزوهای دور و دراز را اگر چه در ذهن کودکانه مان پذیرفتنی می‌کند، اما در کنارش ما را با دنیای واقعی زیست و زمانه‌مان نیز مواجهه می‌دهد و بی‌رحمی و نداری ها و ساختن با این نداری ها را به ما می آموزد و ذره ذره در وجودمان به یادگار می‌گذارد.»


سید ابوالحسن مختاباد:

«استاد هوشنگ مرادی کرمانی از جمله افرادی است که نام و یاد او وشخصیت های پر طراوت آثارش در این غمبادآباد زندگی با طراوت و شادی و سرزندگی توام است. مردی که بی هی ریب و رشوتی فروتنانه و بدون جار و جنجال به کار خویش مشغول است و حاصل و نتیجه و دستمزد خلاقیت ذهنی و صافی ضمیر خود را از خوانندگانش می گیرد.»

«نگاهی به آثار متعدد داستانی هوشنگ مرادی کرمانی این نکته را برای خواننده روشن می سازد که او به دنبال زورتپان کردن موضوع و مسئله ای نیست؛ رودی جاری است که بی هیچ علتی شفاف و زلال روان است و دیگران را از زلال خود بهره مند می‌سازد.»

«نگاه استاد مرادی کرمانی به زندگی و زیست شخصیت‌ها طنزی است عمیق که با حقیقت زندگی ما نسبتی شگفت دارد. طنزی که بدبختی‌ها را نشان می‌دهد اما خنده بر لب ها می‌نشاند. شخصیت‌های داستان این چهره فروتن ادبیات کودک و نوجوان باور پذیرنذ، چرا که از زندگی واقعی ما نشات گرفته‌اند، اما یک وجه تمایزبا سایر آثار دارند و آن نگاه متفاوتی است که از زاویه قلم و نورافکن ذهن مرادی کرمانی به موضوع افکنده می‌شود.»

«مرادی کرمانی زندگی را از پست‌ترین شغل‌ها و پیشه‌ها  و با هزار بدبختی و فلاکت آغاز کرد، اما این هنر را داشت و دارد که از دل همان زندگی پایین و یاس آور، آیه های امید و ابتهاج را برای خوانندگان آثارش به ارمغان آورد و این کم هنری نیست و شاید رمز توفیق این همه نفوذ و رسوخ او در خوانندگان پنج قاره دنیا همین ظرافت طبع و لطافتی باشد که در هنر نویسندگی او راه یافته است که همچنان پرطراوت و مبتهج خوانندگان را از هنرش بهره‌مند می سازد.»


حمیدرضا شاه آبادی:

«روایت ساده و روان و به ظاهر بدون پیچ و خم داستان ها، زبان ساده و شیرین و گاه طعنه آمیز و استفاده از تعابیر عامیانه و به کارگیری زبان مردم و نیز بهره‌گیری از قالب‌هایی که مخاطب به راحتی می‌تواند با آنها ارتباط برقرار کند، همه و همه از ویژگی‌های بدیهی آثار کرمانی است؛ اما وی در عین رعایت موارد مذکور مخاطبش را دست کم نگرفته و در ورطه ساده نگاری نمی افتد. آثاراو جای رمز گشائی بسیاری دارد و در واقع نباید فریب ظاهر ساده آنها را خورد.»


دبیر انجمن نویسندگان کودک و نوجوان:

«مرادی کرمانی به رغم همه تلخ کامی‌های زندگی‌اش توانسته تلخی ها را هم با زبانی شیرین بیان کند. طنز در آثار مرادی کرمانی در دو شکل موقعیت و کلامی خود را نشان می‌دهد. از سوی دیگر دراماتیک بودن خصیصه مهم داستان های ومحسوب می‌شود که براساس همین ویژگی، داستان هایش قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامه را دارند.»


محسن فرجادی:

«قصه‌های هوشنگ مرادی کرمانی از دل برخواسته که بر دل می‌نشیند. قلمی از روی فطرت به صدا در می آید و آنچه را دیده و در خاطره ثبت کرده روایت می‌کند.»


محمد یعقوبی:

«خیلی خوب است که ما با تبار خودمان به سراغ گذشته برویم. مرادی هم در کتاب آب انبار همین کار را کرده است. کتاب‌های مرادی کرمانی هم برای  مخاطب بزرگسال است و هم مخاطب کودک و نوجوان و این یکی از ویژگی‌هایی است که او دارد. باید بین نویسنده امروز که درباره گذشته می‌نویسد و نویسنده پنجاه سال پیش که درباره گذشته نوشته است، فرقی باشد. مهم‌ترین فرق در همین ساحت زبان است. اگر نویسنده امروز با زبان امروز در ساحت گذشته پا بگذارد، اثرش متفاوت با آن نویسنده دیروز و فردا خواهد شد.»


فریدون اکبری:

«به نظر من «آب انبار» درباره تعلیم و تربیت است و کرمانی همان شیخ کتاب است که بعد از قصه‌های مجید از تاریکخانه های بسیار گذشته است، مشکش را به دوش گرفته است و از آب انبار معرفت پایین رفته و آب معرفت نوشیده است. اما گمان من این است که برای پی بردن به پیام اصلی داستان آب انبار باید از پلکان آن به زیر رفت تا لایه‌ی زیرین و خنکای نسیم چهره نواز آن را پس از برآمدن و چشم به دنیای بیرون گشودن، به دیده دل درک کرد. از این رو به نظر می‌رسد مرادی کرمانی از خاطره‌پردازی و روایت‌گری آمیخته به شوخی و طنز در قصه‌های پیشین، عبور کرده است. به فرا خور سن و سالش، ژرفای نگاه و پختگی محتوایی نوشته‌اش فزونی گرفته و اکنون او همان شیخی است که پس از آموختن ادب درس، به تادیب و تیمار داشت ونفس چموش درون خود و دیگران به رسم جوانمردان و فتیان، رو می‌آورد. »


محسن چینی فروشان:

«نه فقط بچه هایمان که خودمان نیز با آثار نوشته‌های مرادی کرمانی زندگی می‌کنیم. کارهای او به گونه‌ای است که نیاز به شناسنامه ندارد. اسم و عنوان روی جلد نمی‌خواهد. آثار او تبدیل به یک سبک شده است. سبکی که در ادبیات کودک و نوجوان این کشور ماندگار خواهد بود.»



برچسب‌ها: هوشنگ مرادی کرمانی, داستان ایرانی, نویسندگان معاصر, زندگی نامه مرادی کرمانی
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 18:43 ] [ فاطمه رحمتی ]
دریچه ای متفاوت                                                                          

(برخی دیدگاه های مرادی کرمانی)


مرادی کرمانی نسبت به موضوع های مختلف ، دیدگاه‌های گوناگونی دارد. در این فصل برای آشنایی بیش‌تر با وی ، به برخی از این دیدگاه ها اشاره می‌کنیم.


نگاه کودکانه در داستان نویسی: «ذهن من یک ذهن کودکانه است. من هنوز هم در دوران کودکی سیر می کنم. شاید به این دلیل که من کودکی نکردم. فرصت نیافتم شیطنت کنم یا کودکی جالبی داشته باشم. شاید به همین سبب در دوران کودکی مانده‌ام. همه چیز را ساده می‌کنم اصلا تلاش نمی‌کنم برای کودکان بنویسم. سعی می‌کنم حرف خودم را بزنم.»

نام گذاری: «به نظر من یک موضوع مهم این است که نام کتاب باید سوال ایجاد کند. اگر با شنیدن نام کتاب، یک تصویر به ذهن ما آمد موفق نیست. اگر ذهن را پیچاند و به فکر وا داشت موفق است. نام اثر هنری تاثیر زیادی در موفقیت و عدم توفیق آن دارد»


عناصر اصلی آثار مرادی: «چند عنصر در قصه‌های من تکرار می‌شوند، که اینها به نوعی از زندگی خودم، به ویژه در کودکی نوجوانی، نشات می‌گیرد. یکی موضع بی کسی و یتیمی است و مقاومت در برابر تقدیر و مشکلات زندگی، یعنی پرداختن به زندگی بچه هایی که پدر و مادر ندارند که به طور مشخص ، در قصه‌های مجید، این موضوع اصل است. دوم موضوع فقر شرافتمندانه و سپس روستاست و در کنار این سه عنصر، از عنصر طنز هم باید یاد کنم که نوشته‌هایم را از یک نواختی و تلخی نجات می‌دهد. تقریبا در تمامی قصه هایم این چهار عنصر حضور دارند و خیلی کم اتفاق می‌افتد که یکی از آن ها در قصه ای غیبت داشته باشد. اینها چیزی نیست جز بازتابی از زندگی خودم.»

آغاز نویسندگی:« نویسندگی من از زمانی آغاز شد که توانستم اطرافم را نگاه کنم. به نظر من نویسندگی از آن زمان شروع نمی‌شود که مطلبی چاپ شود؛ نویسنده حتی زمانی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کند مشغول نوشتن است.»

صداقت:« صداقت معجزه می کند. من وقتی می‌نویسم به هیچ چیز توجه نمی کنم؛ نه به چاپ شدن اثر، نه به ترجمه آن، نه به فیلم شدن و نه به چیز دیگر. حسی در من هست که می گوید باید بنویسم . حتی به این موضوع هم فکر نمی‌کنم که قبلا کتاب نوشته‌ام. اولین چیزی که برای هنرمند مهم است این است که خودش باشد و دوم این که اسیر شعارها و ظاهر دنیا نشود.»


انتخاب صحنه:« نویسنده باید از میان صحنه های بی شماری که می بیند، صحنه ای روایت کند و از کنار صحنه ای دیگر به آسانی بگذرد. آن چه را که همه می بینند، نباید نوشت.»

استعداد:« به نظر من استعداد چیزی نیست جز حافظه و طرز نگاه کردن به زندگی.»

واقعیت و تخیل در داستان:« داستان باید پا بر زمین و دست بر آسمان داشته باشد. باید بر واقعیت سخت پا بکوبد و بلند شود و دست بر آسمان داشته باشد و از تخیل بهره ببرد.»

بهترین داستان:« بهترین داستان آن است که وقتی تمام می‌شود تازه در ذهن خواننده آغاز شود و یک داستان جدید در ذهن او شکل گیرد.»

شعار زدگی در ادبیات و هنر:« کتاب باید به اندازه تمام خوانندگانش پیام داشته باشد، اما من هیچ وقت پیام را برای خوانندگان کتاب هایم دسته بندی نمی‌کنم. فرهنگ بدی در ایران به وجود آمده، مردم انتظار دارند همه چیز مثل انشاهای مدرسه نتیجه‌گیری شود. من تا جایی که بتوانم جانب‌داری نمی‌کنم و قضاوت را به خواننده میسپارم . ادبیات ما بشدت شعار زده شده است. این مشکل در فیلم ها و سریال‌های ما هم وجود دارد؛ آن قدر در آن ها بیننده را نصیحت می کنند که حوصله همه سر می‌رود                                                                       


برچسب‌ها: هوشنگ مرادی کرمانی, داستان ایرانی, نویسندگان معاصر, زندگی نامه مرادی کرمانی
[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 23:28 ] [ فاطمه رحمتی ]

بندها و پندها( گزین گویه ها)                                              بخش سوم     


تا به حال در میان مطالعه کتاب های به قسمت‌هایی برخورده اید که پیام جالبی دارند؟ در آثار هوشنگ مرادی کرمانی از این گونه قسمت ها بسیارند. در این فصل گزیده‌ای از این قسمت ها را با هم می‌خوانیم.

«نویسنده گفته بود: وقتی نویسنده ای دارد از پنجره بیرون را نگاه می‌کند، او بیرون را نمی‌بیند، او در مغزش داستان می نویسد »

«از نویسنده پرسیده بودم داستان‌هایی که نوشته است واقعی است یا خیالی؟ و او گفته بود خیالی جزو جدانشدنی داستان است.اگر واقعیت را آن طور که پیش آمده بنویسیم کاری نکرده‌ایم زمانی واقعیت داستان می شود که ما با خیال مان آن را بپرورانیم و شاخ و برگ بدهیم. در حقیقت هر داستان با دو بال می پرد، یک بال واقعیت و یک بال خیال. هر کدام نباشد نمی‌توان به آن داستان هنرمندانه گفت. تفاوت نویسنده با خبرنگار در همین است.»

«نویسنده گفته بود: تا می‌توانید در داستان‌تان شعار ندهید، نصیحت نکنید. شعار دادن و نصیحت کردن کار نویسنده داستان نیست. به جای شعار دادن موقعیت آدم‌های داستان‌تان را نشان دهید. بگذارید خواننده‌ها خودشان پیام داستان را کشف کنند.»

«از نویسنده پرسیده بودم: برای داستان پایان شاد بهتر است یا پایان غم انگیز؟ گفته بود: پایان هر داستان باید از دل داستان بجوشد. نباید پایان را با چسب به داستان بچسبانیم. امیدواری و شادی در پایان داستان چیز خوبی است. اما اگر داستان جور غمگینی تمام شود، اشکال ندارد. مهم این است که پایان داستان ذهن خواننده را درگیر کند.»


بر گرفته از کتاب : پلو خورش، هوشنگ مرادی کرمانی، تهران، انتشارات معین ، چاپ
ششم 1388)

«استاد گفت: «مردم عادی فقط به دور و بر نگاه می‌کنند و می‌گذرند. نگاه آن‌ها مثل آینه است که از جلویش رد میشویم و در حافظه اش نمی‌مانیم. هنرمندان می‌بینند و در حافظه شان عکس‌مان را نگه می‌دارند. تفاوت بین مردم عادی و هنرمندان از همین جا شروع می‌شود. کسانی که چیزهایی که دیگران نمی‌بینند، می‌بینند. یعنی با نگاه شان چیزهایی را شکار می‌کنند و در ذهن‌شان نگه می‌دارند و با خیا‌ل شان در هم می‌آمیزند و خوب و ماندنی، در لباس هنر به دیگران می گویند این ها هنرمندان هستند.»

«استاد گفت:«یکی از لذت های هنر ما همین نوع نگاه هاست. نگاه های متفاوت و دخالت در واقعیت، نه مثل آینه و عکس عین واقعیت. نگاه عمیق کم کم به دین می‌رسد.»


(برگرفته از کتاب: مثل ماه شب چهارده، هوشنگ مرادی کرمانی، تهران، انتشارات معین، چاپ ششم ، 1388)


«جارچی‌های سلطان به دستور سلطان طبل می‌زدند و می‌گفتند:« هر کس بگوید چرا نمی‌شود طبیعت و طلوع خورشید را دو روز مثل هم دید هزار سکه ی طلا جازه می گیرد». شباب چوپان نیز از تجربه اش در چاه بهره گرفت و جواب سلطان را داد: «اگر در هر نقطه از طبیعت عمیق شویم، کم کم چیزهای درشت که زودتر به چشم می‌آیند، محو میشوند. چیزهای تازه‌ای می‌بینیم. دنیای کوچکمان بزرگ و بزرگتر می‌شود. آفریدگار، جهان را این گونه ساخته است.»


(برگرفته از کتاب: نه تر و نه خشک، هوشنگ مرادی کرمانی، تهران، انتشارات معین، چاپ پنجم، 1387)



برچسب‌ها: هوشنگ مرادی کرمانی, داستان ایرانی, نویسندگان معاصر, زندگی نامه مرادی کرمانی
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 18:24 ] [ فاطمه رحمتی ]
با طعم خاک(ویژگی های آثارمرادی کرمانی)                                                      بخش دوم


         

تاکنون از خودتان پرسیده‌اید، که چه چیزهایی باعث می‌شود که داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی، دلچسب و ماندنی بشوند؟ به نظر من آثار مرادی کرمانی دارای ویژگی‌هایی است که آن ها را ماندنی کرده است. به تعدادی از این ویژگی‌ها می‌پردازیم. امید است که نویسندگان مبتدی با به کار بردن این نکات در داستان هایشان، آثاری ماندنی خلق کنند. مهم‌ترین ویژگی‌های آثار مرادی کرمانی از این قرار است:

عشق به وطن:

هوشنگ مرادی کرمانی در داستان‌هایش به زادگاه و وطن و هموطنانش ، عشق می ورزد و افتخار می کند.

پاسداری از زبان فارسی:

 او از کلمات فارسی استفاده می‌کند و فواید پاسداری از زبان فارسی را بیان می‌کند. این نکته را میتوان در داستان لالایی به خوبی احساس کرد. در این داستان مادر خانواده‌ای ایرانی که در سوئد زندگی می‌کنند، سعی می‌کند فرزندانش را به صحبت کردن با زبان فارسی عادت دهد. غذاهای ایرانی را به آن ها یاد می‌دهد و کتاب‌های عکس‌داری که زندگی در ایران را نشان می دهد، برای آن ها می‌خرد.

 

توجه به نقاط مشترک بین کودکان جهان: 

مرادی کرمانی ، به نقاط مشترک بین کودکان کل کشورهای جهان می پردازد و در داستان لالایی هم می توان این نکته را به خوبی مشاهده کرد: «پیرمرد سوئدی که زمزمه‌ی غمگین مادر را میشنود، می گوید: شما آواز می‌خوانید، به چه زبانی می‌خوانید؟ می شود برای من معنی کنید؟» مادر می گوید:« زبان فارسی، زبان ایرانی. برای پسرم لالایی می خواندم. یاد یچگی خودم افتادم.» زن عرب می گوید: «همه جای دنیا مادرها برای بچه هایشان لالایی می خوانندو ما هم می خوانیم.» پلو خورش، لالایی، هوشنگ مرادی کرمانی، ص52. آرزوی مرادی کرمانی این است که همه کودکان دنیا با هم باشند همان طور که در نامه‌ای به بچه های هند گفته است: دلم می خواهد ما بچه های ایران با بچه های هند، اصلا با بچه های آسیا، نه چرا بچه ها را از هم جدا کنیم، اصلا همه بچه های دنیا، دست همدیگر را بگیریم، توی دنیایی هر چند خیالی و رنگارنگ بچرخیم و واژه‌های مشترک را با هم فریاد بزنیم: «دنیا، زندگی، دوست، محبت» لبخند انار، ص182.

استفاده از اشعار زیبای فارسی:

ویژگی دیگر داستان های مرادی کرمانی، استفاده از شعر و لالایی‌های گوناگون است. او از شعرهای حافظ استفاده می کند و به همین دلیل است که داستان‌هایش شعرگونه و حالتی عرفانی دارد که فراموش کردن آن ها را برای مخاطب و خواننده مشکل می کند. مثلا در داستان لالایی، انواع لالایی ها یا در داستان لبخند انار، شعری برای مدیری با نظم و در داستان شعر تازه، شعری که شاعر قدیمی شهر، در لحظه رفتن پسرش به خارج از کشور سروده است، را می توان دید. تعدادی از آن‌ها را با هم می خوانیم.

                  تو ای دباغ، ای انسان والا              کجایی تا ببینی وضع حالا

                  تو را در جمع بینم حی و حاضر        نرفتی از زبان، فکر و خاطر

                        (لبخند انار، هوشنگ مرادی کرمانی، ص23)

               دو چشمون ولم جفتی ستاره دکون سرمه را کرده اجاره                              

                  اگر روزی به خواب من بیایه  خدا عمری به من میده دوباره                                                                                          

                       (مثل ماه شب چهارده، هوشنگ مرادی کرمانی، ص70)

        صفای چهره تو آشیانه گلهاست   صدای گریه من همصدای بارانهاست 

 در آن بهار که رفتی گلی سحر پژمرد بیا که بی تو نگاه من غمین و تنهاست                                      

                      (شعر تازه، لبخند انار، ص121، هوشنگ مرادی کرمانی)  

استفاده از شعرهای محلی:

مرادی کرمانی بیش تر از شعرهای روستایی و تازه استفاده می‌کند و همین باعث آشنا شدن خواننده به شعرهای روستایی می شود.

 

توجه به خلق و خو و روحیات انسان ها:

مرادی کرمانی به عادتها و روحیات انسان ها نیز می‌پردازد؛ روحیاتی مثل میل به زیبایی، شهرت، و کنجکاوی. مثلا در کتاب مثل ماه شب چهارده بابک (یکی از شاگردان کلاس کاریکاتور) می پرسد: آقا، شما چرا پیله کرده اید به خوشگلی و زشتی چهره؟ استاد گفت: «من پیله نکردم، انسان پیله کرده است. از زمان آفرینش ، انسان به دنبال زیبایی بوده است. از ماسک ها و خط خال‌هایی که روی چهره می‌کشیده، موهای عجیب غریبی که برای سر و ریش و سبیلش درست می‌کرده، بگیرید تا جراحی‌های پلاستیک و آرایشگاه‌های امروزی. همه این‌ها نشانگر این است که می‌خواسته خودش را آن طور که دوست داشته به دیگران نشان بدهد. آدم ها به چیزهای مختلف فکر می‌کنند و آرزو می‌بندند. اما از همه‌ی آن‌ها مهم تر و همیشگی تر این هاست: زیبا بودن، ثروتمند بودن، شهرت و قدرت داشتن. زیبایی اولین آرزوی هر انسان است .»(مثل ماه شب چهارده، مرادی کرمانی، ص42)

داشتن فضایی صمیمی:

در آثار مرادی کرمانی صمیمیت، دوستی و محبت بین افراد دیده می‌شود. انسان‌ها از هر ملیت و کشور با هم مهربان و صمیمی هستند و هیچ وقت کینه ای نسبت به هم ندارند. صلح  و آرامش در آثار او حاکم است.

وجود امید و خوش بینی:

مرادی کرمانی، انسانی امیدوار و خوشبین است و به همین دلیل داستان‌هایش معمولا با امید و خوب تمام می شوند. و این موضوع با توجه به این که مخاطبان، آثار او کودکان و نوجوانند، بسیار مهم است. چون کودکان آینده‌سازان کشورند و اگر امیدوار و خوشبین نباشند نمی توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. البته امید و پایان خوش در آثار او تصنعی و ساختگی نیست. خود او در قسمتی از داستان پلو خورش از قول یک نویسنده می گوید: «امیدواری و شادی در پایان داستان چیز خوبی است اما نباید پایان داستان را با چسب به داستان بچسبانیم.»(پلو خورش، ص160)

افزودن به اطلاعات مخاطب:

مرادی کرمانی، در آثار خود اطلاعات بسیاری به مخاطب می دهد. مطالبی درباره ی تاریخ قدیم، وضع زندگی مردم در زمان پادشاه های مختلف ، نوع لباس و اخلاق و رفتارشان، درباره‌ی شهرها و آداب رسوم شان. مثلا در داستان کلاه ها، پیرمردی که تمام عمر در کار تئاتر بوده است ضمن  تعریف زندگی‌اش برای نوه‌اش گلبو، لباس و کلاه های دوران قدیم را معرفی می کند که برای مخاطب هم مانند گلبو جذاب است.  

توجه به مباحث تربیتی و اخلاقی:

مرادی کرمانی، به احترام به پدر و مادر خیلی اهمیت می‌دهد و در همه‌ی آثارش می توان این موضوع را به خوبی احساس کرد، مثلا در داستان‌های «باتوم»، «گل» و «مادر» او علاوه بر احترام به پدر و مادر به مسائل تربیتی و اخلاقی دیگر هم اهمیت می دهد. مثل مسائلی چون، لوس نکردن کودک، اهمیت به خواسته‌هایش و جواب دادن به سوالاتش. برای همین است که کودکان داستان‌های او را دوست دارند، چون در داستان‌های او به آنها احترام گذاشته می‌شود.

نگاه طنز آمیز :

هوشنگ مرادی کرمانی تصویری که از مرگ و بیماری که خشن‌ترین و بی گذشت‌ترین رخداد زندگی هر فردی است را به صورت طنز آمیز ارائه می‌دهد ولی طنز او همیشه نقادانه است. چرا که طنز زاییده اعتراض است. طنز مرادی کرمانی، طنزی اجتماعی است که با وجود شوخی در عمق از حدیثی انکار ناپذیر برخوردار است.

مقایسه زندگی‌های قشرهای مختلف جامعه:

مرادی کرمانی در داستان‌هایش زندگی ثروتمندان را در مقابل فقرا به تصویر می‌کشد، بدون آن که حکمی یا شعاری بدهد. این مسئله را به خوبی در داستان عیدی از مجموعه داستان‌های قصه‌های مجید می‌توان دید. در این داستان  معلم از بچه های کلاس می‌خواهد، برای فراش مدرسه عیدی بیاورند. یکی از بچه‌های ثروتمند کلاس اعلام می‌کند که می‌خواهد از همه بیشتر پول دهد و مبلغ بالایی را می‌گوید. مجید با وجودی که زندگی فقیرانه ای دارد، در رقابت با او مبلغ بالاتری اعلام می‌کند. مصیبت‌های مجید در راه تهیه این پول، نوعی درشت کردن تفاوت زندگی او در مقابل پولدارهاست.

پند و نصیحت نکردن:

مرادی کرمانی موقعیت شخصیت‌های داستان را نشان می‌دهد و خواننده را به افکار آن ها راهنمایی می‌کند ولی هرگز خواننده را نصیحت نمی‌کند. بلکه سعی می کند خواننده را به کاری تشویق و متقاعد کند، اما نه در موقعیت پند دهنده، پس شعار نمی‌دهد و فقط نشان می‌دهد.

نوشتن بر اساس تجربیات:

مرادی کرمانی همیشه درباره چیزهایی می‌نویسد که قبلا تجربه کرده است مثلا بیشتر داستان‌های او درباره‌ی روستا و زندگی کودکی‌اش است که آن ها را به خوبی می شناسد.

درگیر کردن ذهن خواننده در پایان داستان:

مرادی کرمانی معتقد است که بهترین داستان آن است که وقتی تمام می شود تازه در ذهن خواننده آغاز شود و یک داستان جدید در ذهن او شکل گیرد. به همین دلیل بیش‌تر داستانهای مرادی کرمانی، پایان‌شان مشخص نیست و همین موضوع داستان را جذاب‌تر می‌کند.

 


برچسب‌ها: هوشنگ مرادی کرمانی, داستان ایرانی, نویسندگان معاصر, زندگی نامه مرادی کرمانی
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 20:56 ] [ فاطمه رحمتی ]

بخش اول

فصل دوم:

ثمره های زندگی(آثار هوشنگ مرادی کرمانی)


 

هوشنگ مرادی کرمانی آثار گوناگونی دارد که از روی بعضی از آن‌ها فیلم تهیه شده است . برخی از آن‌ها نیز به زبان های مختلف ترجمه شده‌اند. در این بخش می‌خواهیم با این آثار گرانبها و ثمره‌های عمر و زندگی این مرد بزرگ بیش‌تر آشنا شویم.

الف) داستان ها

1. قصه‌های مجید (پنج جلد)

2. بچه‌های قالیبافخانه(دو قصه)

3.  نخل

4.  خمره

5.  تنور و داستان‌های دیگر

6.  مهمان مامان

7.  مربای شیرین

8.   لبخند انار (مجموعه داستان)

9.  مثل ماه شب چهارده

10.   نه تر و نه خشک

11.   شما که غریبه نیستید (خاطرات)

12.   مشت بر پوست

13.   نازبالش

14.   پلو خورش

15.   آب انبار

16.   معصومه

17.   من غزال ترسیده‌ای هستم

18.   چکمه

هر یک از آثار فوق بارها تجدید چاپ شده است برای مثال قصه های مجید 25 بار و مربای شیرین 15 بار و شما که غریبه نیستید 16 بار تجدید چاپ شده است.

ب) فیلمنامه ها

1. کاکی

2. تیک تاک

3. کیسه برنج

ج) نمایشنامه ها

1. کبوتر توی کوزه

2. پهلوان و جراح

3. ماموریت (نمایشنامه تلویزیونی)

د) اقتباس سینمایی

تاکنون 28 فیلم تلویزیونی و سینمایی بر اساس کتاب‌های مرادی کرمانی به تصویر کشیده شده است که در جشنواره‌های داخلی و خارجی شرکت نموده و در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.

1.  قصه‌های مجید (چهارده داستان)یازده فیلم تلویزیونی و سه فیلم سینمایی، کارگردان کیومرث پوراحمد

2. خمره (فیلم) کارگردان ابراهیم فروزش

3. چکمه(فیلم) کارگردان محمدعلی طالبی

4.  داستان صنوبر(بیگانه)، محصول افغانستان

5. مهمان مامان (فیلم)کارگردان داریوش مهرجویی

6.  تنور(فیلم) کارگردان محمدعلی طالبی

7. مثل ماه شب چهارده، 11 قسمت سریال تلویزیونی، یک فیلم سینمایی، کارگردان محمدعلی طالبی

8. گوشواره (فیلم سینمایی)، کارگردان وحید موسویان

9.  صبح روز بعد

10.   شرم

11.   نان و شعر

12.   تک درختها، کارگردان سعید ابراهیمی فر

ه)ترجمه شده ها

کتاب‌های مرادی کرمانی تاکنون به 28 زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده اند، زبان‌هایی مثل آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی، چینی، کره‌ای ، یونانی، ترکی، ترکی استانبولی و غیره. در اینجا به برخی از این آثار و ناشران آنها اشاره می کنیم.

1. خمره (روزی که خمره آب نداشت) یانگ برونن (اتریش)

2. چکمه یانگ برونن (اتریش)

3.  خمره کاتا ماریان (اسپانیا)

4.  خمره (روزی که خمره آب نداشت) بیلتز (آلمان)

5.  خمره (روزی که خمره آب نداشت) لئوپولد (هلند)

6. خمره لوهارماتان (فرانسه)

      7.قصه های مجید (برگزیده‌ی داستان‌ها) هلند                                       

8.  خمره (انگلیسی) انتشارات معین (ایران)

9.  بچه های قالیبافخانه (انگلیسی) انتشارات معین (ایران)

10.   نخل (انگلیسی) انتشارات معین (ایران)

11.   مهمان مامان(انگلیسی) نشر نی

12.   بچه های قالیبافخانه (کره‌ای) چانگیون سا (کره جنوبی)

13.   خمره :کلمه(ترکیه)

14.   خمره: سعدی شیرازی (آلبانی)

15.   خمره: دارالمهدی (لبنان)

16.   خمره : یو آن لیو (تایوان)

17.   قصه های مجید کرکیت (آمریکا)

18.   قصه های مجید: آموزش و پرورش استرالیا

19.   قصه های مجید : کلمه (ترکیه)

20.   قصه های مجید : نیوپرس (آمریکا و انگلیس)

21.   بچه های قالیبافخانه: چانگ یونگ سان (کره جنوبی)

22.   مربای شیرین: کلمه (ترکیه)

23.   مهمان مامان: لوهاد ماتان (فرانسه)

24.   تنور و داستان های دیگر: کلمه (ترکیه)

25.   مثل ماه شب چهارده: کلمه (ترکیه)


 


برچسب‌ها: هوشنگ مرادی کرمانی, داستان ایرانی, نویسندگان معاصر, زندگی نامه مرادی کرمانی
[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 17:2 ] [ فاطمه رحمتی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب